گل نرگس شهلا
دلتنگی هایم برای توست...تقدیم به گل انتظار جهان،امام مهدی عج...این وبلاگ متعلق است به او

       

می خواهم تکه ای از  آسمانت باشم

تا حرارت خورشید را در تمام وجو دم حس کنم.

می خواهم ستاره ای شوم تا بر دامن ماه بیاو یزم

و چون پو لکی از نور به وجودت دوخته شوم.

 می خواهم  گلهای نرگس را دسته کنم و به دیدارت بیایم

امشب دلم تنگ است برایت ای خوبترین

و ای زیباترین گل زمین در خیمه گاه انتظار

کجا سراغت را بگیرم؟

پنجره ام رو به سوی آسمان است و دلم در هوای تو می تپد.

صدایت می زنم در و اپسین لحظه های یک جمعۀ دلگیر

یک روز سرد و خالی از عاطفه و عشق.

بنواز ید با دف و نی ، آهنگ صبح ظهو ر را

بنو ا زید ...دلم تنگ است..تنگ

سراغت را از هر که گرفتم پاسخی نداشتند.

گویا کرو لال باشند، سر تکان دادند و عبو ر کردند...

چه کنم که دنیا را سیاه می بینم و آسمان را تاریک

کور سو یی مانده و فانو سی آ و یخته بر زمین.!

بیا که بی طاقتم و اشکهایم جاری است.

دل شکسته ام  ، شادی از من گریخته

و غم مهمان خانه ام شده.

تا به کی باید دروغ بشنوم و فریب را باور کنم؟

خسته ام به اندازۀ سالها انتظار آمدنت .

سخت است مولای من..سخت

 تحّمل زمینی که دیگر دوستش ندارم....

 

پی نوشت اول:

آقای من ، خسته ام .

خسته از آدما و نیرنگ و دو رویی ها شون.

دنیا زندونه برام .زندون..

 پی نوشت دوم:

این  پست و تعدادی دیگر را بخاطر احترام به عزیز غایبم  فعلا و تا مدتی غیر فعال

کردم . اگر کسی  نظری در مورد نوشته هایم با امام زمان(عج) داشت فقط 

در پست قبلی می تواند بنویسد.

 من در این نوشته ها  مخاطبم فقط  مهدی عزیزم(عج)  می باشد.

دلتنگیهایم برای دوری از  وجود نازنین اش است و اشکهایم بخاطر او جاریست.

این صفحه تقدیم به اوست و متعلق به او و دلنوشته هایم برای غیبتش .

همین و بس....

خوانندگان این سطرها می آیند ، می خوانند و می گذرند . از آمدنشان آگاهم .

 همین که می خوانند  ومی روند برای من ارزش دارد که فعلا گاهی بنویسم برایت

ای غایب ترین غایب زمان .اگر هم قطره اشکی بر گونه ها یشان چکید به حساب

توخواهم  گذاشت تا زمان آمدنت. می دانم که اگاهی از  نوشته های من حقیر .

 می دانم که حاضری و  از ما به تو خبر می رسد. شاهد باش که عشقم به تو تا

واپسین نفسهای حیات در قلب شکسته ام  باقی خواهد ماند .



موضوع مطلب : سخت است ، سخت

ارسال شده در: ۱۳۸۸/٩/٢٧ :: ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ :: توسط : شهلا فراهانچی

                    

ای ماه بتاب بر چهرۀ سیاه زمین

و بشکن غرور بی جای آدمیان مدعی انسانیت را!

ببین که صدایم تا اعماق کهکشانها فریادت می زند.

خسته ام  از همه عالم و هر چه در آن است.

دلتنگی ام را چگونه در باور دیگران بگنجانم

که قلبها ی تیره هرگز مرا نخواهند فهمید.

عدالت گم شده را تنها در دستان تو می توان یافت.

بیا که چشمانم فروغ از تو خواهند گرفت

وپاهای خسته ام توان از قدمهایت...

نگاه کن که قد قامت صلاة را برای جماعت ندا می دهند

تا عیسی بر تو اقتدا کند مسلمانی را

و در قنوت چشمانت دست به دعا بر دارد.

نرگس از نگاهت شرم دارد

و مست دیدارت می ننوشیده مدهوش

حرکت لبهایت تکرار الله اکبر است

و قامتت بلندای یقین و قیامت زمین...

ستاره ها بر دامنت خواهنذ آویخت

لحظه ای که طلوع فجر را در آسمان ها بشارت دهند .

صورتت بر آبی نیلگون هویدا می شود

و با یک اشارت آغاز خواهد شد ظهورت

 ای تمامی عالم را کلیدی برای گشودن.

تو خواهی آمد .....

آنگاه که عشق و عدالت را در تمامی زمین

قربانی کرده باشند..

 

 پی نوشت:اجازۀ سکوت مرا هنوز نداده ای تا دیگر ننویسم و فریاد نزنم .

قلم شکسته ام تا کی توان خواهد داشت که بنویسد برای تو و انتظار تو ای منتظر؟! ...

   



موضوع مطلب : خواهی آمد

ارسال شده در: ۱۳۸۸/٩/٢٤ :: ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ :: توسط : شهلا فراهانچی

             

تو که هستی یا علی که نه خدا یی ،نه بشر؟!

ولایتت فرا رسیده ای صبور در راه عدالت سرکوب شده ات توسط جهالت

مطلق اعراب بادیه نشین و روزگار به ظاهر متمّدن امروز و  انسانهای

بی خبر از خدا  ...

بخروش ای برکۀ خاطره انگیز غدیر خم  و بگو : دستان علی را دیدی که بر آسمان

 گرفته شد. بنال ای چاه نخلستان که بار دیگر  او بعد از قرنها کنار تو خواهد آمد

و  این بار برایت از درد های بشر امروز خواهد گفت . از عدالت بی مشتری

فاسدان و کور دلی لا مذهبان و قدرت سرکوب کنندۀ ظالمان و خفقان حقیقت

در حنجرۀ مظلوم...

نخل ها آرام بگیرید . دست افشانی نکنید ای بادیه نشینان که علی خیری از ولایت

نبرده است!

او تنها ترین رهگذر کوچه های کوفه است و مهتاب فقط بر صورت او خواهد تابید.

در چشمان اندوهگین اش هزاران نگاه دارد و در سینه اش صد ها راز نهفته.

یا علی تو خود می دانی با اسم تو دارند خود نمایی می کنند! نامت را می برند

اما نشان از تو ندارند. یا علی می گویند و قلبشان چیز دیگری می گوید.!

نفرین بر ظالمان زر و زور و درو غ ووو ...

اندوهم را نهایتی نیست .اما این روز ولایت به نام تو  ثبت شده و جز تو

شایسته تری مگر بوده؟!خاک بر دهانم اگر این انتخاب را تهنیت نگویم اگر چه غم

بی تو بودن و تاریکی جهان و کفر و ناسپاسی از خدا مرا فرسوده  کرده.

روز انتخابت به جانشینی نبی خدا محّمد(ص)  و ولایت

بی چون و چرا یت بر مسلمین مبارک...

                              *   عید سعید غدیر خم تهنیت *



موضوع مطلب : عید عاشقان علی

ارسال شده در: ۱۳۸۸/٩/۱٥ :: ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ :: توسط : شهلا فراهانچی

        

حرفی ندارم بزنم جز سکوت و اشک

همراه با اندوه آسمان پاییز ، ای بهانه انتظارم بخاطر تو....

**********

قلبم به همه اجازه می دهد دوستم داشته باشند و یا از من متنفر شوند،

اما آیا آنها هم این گونه اند که من هستم.

**********

انتظار را به قیمت  مروارید اشکهایم خریده ام تا به هنگام آمدن تو ،نثار قدمهایت کنم.



موضوع مطلب : حرفی ندارم بزنم

ارسال شده در: ۱۳۸۸/٩/۱ :: ٧:٠٤ ‎ب.ظ :: توسط : شهلا فراهانچی
About
.............................................

برای رسیدن به تو باید آسمانی شد. و من روزها از پشت نگاه پنجره در جستجوی تو به آسمان خیره می شوم.شاید چهره زیبایت در ماه نقش بندد . ای جمعه ها غروب نکنید و امید دیدنش را از من نگیرید. می دانم خواهی آمد ، یک روز که همه در خواب بی خبری باشند.
Menu
.............................................
Authors
.............................................
Archive
.............................................
WebLink
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

دريافت كد دعاي فرج