گل نرگس شهلا
دلتنگی هایم برای توست...تقدیم به گل انتظار جهان،امام مهدی عج...این وبلاگ متعلق است به او

مدتهاست که غروب ها دلم به شور می افتد که نکند تو عازم باشی و

من بی خیال در روز مره گیهایم گم شده باشم. گلهای زیبای اطلسی

در باغچه به انتظار باران هستند. پاییز آمده و من دوباره متولد شده ام

برای منتظر شدن و گفتن عجّل فرج دوباره ای که با آن صدایت کنم.

 تو در امتداد نگاهم ، نقطۀ پرگار یک ستاره ای که در پشت ابر های

تردید پنهان شده ای.

 سبز پوش دیار عدالت ! درکدامین سال و ماه اجازت ظهور داری تا

فرشی از گلهای نرگس آماده کنم به وسعت عبور نگاه  منتظران؟

 در خود فرو رفته ام و می ُکشدم انتظار تو. اینجا یک دسته گل نرگس را

در بلور آیینه ها به تماشا نشسته ام !در خیالم عطر  تو را احساس می

کنم در حالیکه از میان پنجره ها نور مهتاب به درون  تابیده و دفتر شعرم

را نسیم ورق می زند تا به سطری برسد که نام مهدی در آن بر جسته

شده و با رنگ سبز می درخشد.

مولای من ، اینجا عدالت در خواب فرو رفته. محبت در کتابها خط خورده و

عشق فراموش شده . اینجا قلبها را چه زود می شکنند و صدای فریاد

ها بغضی فرو خورده است. حکایت انکار بر زبانها راحت و آسان شده.

صورتها رنگ انسانیت دارد اما در پشت نقاب آدمها ، آن نیست که باید

باشد. اینجا دین به دست آدمهایی خدا نشناس به تمسخر گرفته شده

 و نماز سبک و قرآن طاقچه نشین خانه و فاتحه خوان اموات است. آتش

می زنند کلام خدا را و شیطان پرستان هلهله کنان با صورتکهای زشت

و نفرت انگیزشان در مقابل ابلیس سجده می کنند. فرشته ای که

خود باید بر آنها سر فرود می آورد. اینک بشر چقدر خود را کوچک می

نمایاند . این اشرف مخلوقات را ببینیدتا به کجا تنزل کرده ؟

اینجا دیگر جای من نیست. زمستان زمین در راه است . نه یک فصل

بلکۀ یک دوره از حیات  تا رسیدن به ابدیت در خطر نابودی است.  زمین

دارد می سوزد همراه با بدنهایی که از ظلم به آتش کشیده شده.

عفریت فقر دامنش را بیشتر گسترده و فساد تابلویی بر سر َدر 

عشرتکدۀ های تجمل و بی آبرویی نصب کرده .....

اینجا دیگر دنیا ارزش پول سیاهی را دارد که مولا علی آن را سه طلاقه

کرد . نشانم بده تحمّل را ای صبور ترین منتظر ...می شود یک روز..تنها

یک روز ، چشمم به جمالت روشن شود و آن وقت جان را تسلیم مرگ

کنم ؟حسرت زده ام نکن مولای من ! قرنهاست که نیستی اما یک

انسان چقدر می تواند منتظر بماند برای دیدار کسی که دوستش دارد.

به اندازۀ یک عمر و یا....؟ اگر زنده نباشم ،می دانم وقتی که بیایی ، از

زیر خروارها خاک ، بوی تو را حس خواهم کرد و صدای قدمهایت را که بر

زمین پا می گذاری خواهم شنید........می دانم و هرگز محکم تر از این

سخنی نگفته ام.

 

 



موضوع مطلب : دلتنگی دوباره / برای تو

ارسال شده در: ۱۳۸٩/۸/۱٢ :: ۱:۱٩ ‎ب.ظ :: توسط : شهلا فراهانچی
About
.............................................

برای رسیدن به تو باید آسمانی شد. و من روزها از پشت نگاه پنجره در جستجوی تو به آسمان خیره می شوم.شاید چهره زیبایت در ماه نقش بندد . ای جمعه ها غروب نکنید و امید دیدنش را از من نگیرید. می دانم خواهی آمد ، یک روز که همه در خواب بی خبری باشند.
Menu
.............................................
Authors
.............................................
Archive
.............................................
WebLink
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

دريافت كد دعاي فرج