خاطراتم همه، تکرار نگاه است نگاه

تا افق چشم ترم، چشم براه است براه

خسته از تیرگی این شب قیر اندود است

انتظارم همه دیدار پگاه  است، پگـــاه

یخ افسردۀ  جانم ، ز تب و تاب فـــراق

می شود اشک و به رخسار چکد،گاه بگاه

کی شود سردی ایّام زمان ا ش کوتاه

تا برم از غم و اندوه به خو رشید پنا ه

جمعه ای باز به تصویر خیال ات زده دست

می کشم صورت نو رانی تو ،بر ر خ  ماه

مخمل سبز نگاه تو ز ند طعنه به د شت

ای همه سبزی، باقی همه بیرنگ وسیاه

تو به مفهوم حیاتی گل نرگس، مهدی

بی تو سر تا سر عمرم به خدا،گشته تباه

آرزو یم همه این است، ببینم فرج ا ت

ای همه پاکی و خوبی،بر عکس گناه

پی نوشت:

شعر گونۀ بالا را سال ها پیش برای تو سرودم. اینک از دفتر کاغذی ام

بر صفحۀ جهانی تکنولوژی قرن می نگارم، زیرا تو خود جهانی هستی،

و با آمدن ات همه چیز تحت فرمان ات قرار خواهد گرفت. 

به امید آن روز، نشسته ام که بیایی. 

« مطالب جدیدتر ........ مطالب قدیمی‌تر »