سالهاست در انتظارم

که بیایی ،

و تو چقدر به من نزدیکی !

و چقدر دور!

 در خیالم ، نفس هایت را ، می شمارم

و صدای قدم هایت را ، می شنوم.

 ساعت ها را تحریم کرده ام ،

 و نگاه نمی کنم

 تا عقربه ها ، فریبم ندهند.

اینک باید قلب ام ،

در ثانیه های طپیدن اش،

 به تمامی زمین و آدمهای خواب زده 

 بگوید :

 تو خواهی آمد.

« مطالب جدیدتر ........ مطالب قدیمی‌تر »