مهدی جان کجایی ؟ مگه قرار نبود جواب گریه هامو بدی؟

هر روز باید بشینم کنار این میز و با مداد  روی کاغذو خط خطی کنم.

هی بنویسم و کاغذو مچاله کنم.آخرش ، هیچ چی؟نگاهم کن ببین دارم

 آب می شم. خیلی لاغر شدم . وقتی دارم برات می نویسم، اصلا یادم میره غذا

خوردم یا نه؟ همش توی فکر توام .

 قولی که بهت دادم یادم نرفته.قرار شده هر هفته ،دو تا بیت شعر تقدیم ات کنم . گل من می دونی که بد قولی توی ذات من نیست . اونایی که تو رو یادشون رفته هم بد قو ل اند هم بی و فا. 

مگه می شه محبت تو رو با عشق این دنیای بی ارزش عوض کرد؟من اینجا

یه مسافرم. و تو اگر باشی، کاروان سالار سفرم می شی. ومن زمزمه می کنم :

سالار تو یی و من گدای در تو...

مدتهاست با دنیا قهرم .از زمین و آسمون می پرسم مهدی من کجاست؟

جواب نمی دن.کلافه می شم .آخه تو یه جایی روی همین زمینی.اما کدوم

طرف هستی!؟ خدا می دونه .

برای دیدنت روبه قبله کنم ؟.مشرق رو ببینم، یا به سمت غرب بر گردم؟

نه این کارا بیخوده. شاید الان داری میای طرف من .مگه نگفتن تو هر جا

دوست داشته باشی میری، ولی آ دما تو رو تشخیص نمی دن.

اما  من خیالباف و رویایی  می بینمت و عطرتو رو حس می کنم.

حالا دیگرون هر چی میخوان بگن.  همش سرزنش میشم که چرا فقط

تورو دوست دارم. جوابشون رو دادم . اما بازم سوال می کنن. چی بهشون

بگم.؟  می خوای بگم؟  تو بهترینی، زیباترینی ، مهربانترینی، تو همه

 احساس منی!. با تو، عشق معنی می شه .با تو دستی خالی نمیمونه.باتو

 تمام  خاک ،سر ریز گنجهای نهفته می شه.

می گن چند تا خانوم مومنه هم در ظهورت  همراهت ان . ای وای ...

کاش می شد یکی از اونا من رو سیاه عاشق بودم. کسی که هر روز بدون گریه برات خوابش نمی ره. کسی که اسم مهدی رو توی قلبش حک کرده. کسی که خود خواه و حسوده . اونم  فقط به خاطر تو   .

منو نگاه کن، فقط برای یه دفعه و اولین نگاهت  به من باشه .عیبی نداره هر

 که دلش خواست به من بگه از خود راضی.

تو  رنگ آسمونی، صدای دریایی، آهنگ نسیمی ،لبخندشکوفه ای

نور مهتابی . خورشید آسمونی ...

مهدی جان چشم های خستم رو ببخش و دستامو که دیگه امشب برای نوشتن

و ادامه حرفام دارن ناتوان می شن.دلم می خواد همش از تو بگم .اما.....

بازم یک روز دیگه توی راهه برای نوشتنی دوباره از تو. شب پر از ستاره ات  بخیر ای  عزیز غایب من . جمعه با چشمای گریون منتظرتم....

 

  »  بازهم با داغ گــــــــرم گر یه هـــا

                       التماست می کنم در لحظه هـــــــا 

     تا نــــگاهم غر ق چشمـــانت شود

                       ای همه دریـــــای اشکت ژاله هــا

    بی تو چشمانم به در ها مانده است

                         بی تو ایّــــــا مم همه آدینه هــــــا

    ذهن مغشوشم فقــــط یـــــاد  آورد

                        روز وصل یــار آن هم جمعه هـــا

   از نــــگاه خسته ام دانی غـــــــم ام 

                      ای تــو جاری در همه اندیشه هـــا»

           تقدیم به نر گس زهرا مهدی (عج)

       ایّام فاطمیه  را به محّبان زهرای مر ضیه تسلیت می گویم  

« مطالب جدیدتر ........ مطالب قدیمی‌تر »