گل نرگس شهلا
دلتنگی هایم برای توست...تقدیم به گل انتظار جهان،امام مهدی عج...این وبلاگ متعلق است به او

        

            

سرم را به دیوار خواهم کوبید برای مظلو میتت ای حسین  که معنای واقعی اش را هنوز

مردم سرزمینم نمی دانند. تشنگی برای آنها،سوختن از نرسیدن آب است  و بس .

اما برای تورسیدن نه به آب ، بلکه به سرچشمۀ الهی و نوشیدن شراب طهور

 از دست فرشتگان مقّرب اوست.

فریاد وای حسین کشته شد....گوش فلک را کر کرده امّا کشته شدن کجا و شهادت

کجا؟! تفاوت باور کردنی نیست!

صدای طبل و شیپور و سنج و زنجیر همراه با نوای خوش مّداحان آدمیان را مسحور

 کرده است.درمساجد بر بالای منبر ها مجلس روضه خوانی است و اشک ا فشانی و

ذکر مصیبت. اما کجاست بیان واقعی قیام مردی که کعبه را به عشق کربلا ترک کرد.؟

 او خدا را در نینوا یافت ! نه در کعبه! در آنجا سرش را هدیه دادتا عشق را معنا کند و

ثارالله شود ...تنها او  فریاد هل من ناصر را در گوشهای ناشنو ا ی مردم تکرار کرد.

زینب در بارگاه یزید بود که واقعه کربلا را زیباترین منظره  دانست و فرمود جز زیبایی

 چیزدیگری ندیدم.

 ای حسین مگر نه اینکه آدمیان برای داشته هایشان می جنگند  اما تو برای از دست

دادن داشته هایت خون دادی تا بدست بیاوری آزادگی و عشق را.

در مقابل همه چیزت را،هبه کردی به پروردگارت .

بقیه نوشته را در ادامه مطلب ببینید.


 نامت مقدس ترین نام است و نهاده شده بر آنان که عشق تو را در سر دارند. 

ای حسین نمازتو در زیر تیر و نیزه دشمن نماز بود نه خم و راست شدن ما با افکار

دنیایی در مقابل معبودی که بی نیاز از نماز است !

دست و دلت هرگز نلرزید وقتی که عباس از اسب به زیر افتاد؟ جز کمرت که خم شد در

داغ برادر .؟اما باز هم تو ایستادی و در مقابل دشمن هرگز خم نشدی.

ای حسین اینک در ماهی دیگر از قیام تو اشگ بر گونه داریم و در اعجاز کربلایت انگشت

به دهان حیران !. وامصیبتا بر ما که باید به حال خود گریه کنیم که کجای کار هستیم ؟

امروز یزیدیان از شمارش بیرونند و مظلومین تاریخ قابل شماره. آیا می توان به ما گفت

مظلوم؟ ما که خود ظالم تر از شمر و ابن زیاد و یزیدو خولی ووووو شده ایم .

 شمشیر به کمر نبسته ایم اما زبانمان برنده تر و زهر آگین تر از زهر هلاهل است.

چنان با نیرنگ و فریب و دروغ سر می ُبریم  که خون از بینی کسی جاری نمی شود.!

مخلوقاتی هستیم شگفت انگیز و خارق العاده تر از انسان!!!

دسته ها در ظهر عاشورا پراکنده می شوند...چشمها از اشک و سرخی کمی التیام

می یابد و هجوم جمعیت تازه آغاز می شود برای گرفتن غذای نذری که تبرک شده  به

نام تو ست و از قدیم گفته اند از دم شمشیر هم شده باید گرفت.

و چه حیف و میلها که دیده ام از هول نرسیدن به شهوت شکم .آدم ابوالبشر  چند ظرف

گرفته وچون سیر شده در حد اشباع . نیمه خورده رها  کرده و رفته و آن وقت بندۀ خدایی

بی نصیب از آن به گوشه ای نشسته افسرده.... 

در خاتمه باید گفت چه می کنیم با نام حسین و سر انجام ما چه خواهد شد.؟

تنها به نام او سینه زدن و گریستن کافی نیست. حسین درسی به تاریخ داده که ما

هنوز در ابتدای صفحات آن هم شاید نباشیم.

بیایید کمی بیندیشیم برای این واقعه عظیم و باور نکردنی! شاید اندکی پی بریم حسین

چه  گفت که ما هنوز درک نکرد ه ایم از جان گذشتگی اش را .

۱۳۸۸/۱۱/٤ | ۱:٠٥ ‎ق.ظ | شهلا فراهانچی | نظرات ()

About
.............................................

برای رسیدن به تو باید آسمانی شد. و من روزها از پشت نگاه پنجره در جستجوی تو به آسمان خیره می شوم.شاید چهره زیبایت در ماه نقش بندد . ای جمعه ها غروب نکنید و امید دیدنش را از من نگیرید. می دانم خواهی آمد ، یک روز که همه در خواب بی خبری باشند.
Menu
.............................................
Authors
.............................................
Archive
.............................................
WebLink
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

دريافت كد دعاي فرج