امشب ستاره های چشمانم

مشتاق ماه وجودت شده

و دستانم  گرمای مهربانیت را می طلبد.

لبهایم ، داغ بوسه بر ُمهر نماز را دارد

و سجّاده ام عطر نرگس را

در تار و پودش حس می کند .

اینجا کنارمنی آیا؟

تو می بینی گناه آلوده و شرمگین

نامت را با چه جرأ تی بر زبان می آورم؟

ساده و صمیمی

بدون هراس از قید و بندهای بسته شده در کلام.

با تو حرف می زنم

چون یک عاشق افتاده در پای معشوق

مگر جز این  است با تو سخن گفتن؟

آیا تو می بینی ام ؟

امشب بیادت باز هم می نویسم

تا انتهای خواب ...

تا انتهای پرواز یک پرنده

درآسمان آبی عشق...

جمکران بیدار است و منتظر

بیا ای  آفتاب  و بتاب در افق صبح .

انتظار طولانی روزهایم را

در غروب نگاهم رنگ بزن

و به شام برسان اندوه نبودنت را .

بیا ....

پی نوشت :

ایام فاطمیه و سالروز شهادت فاطمه زهرا(س) را خدمت امام زمان(عج) تسلیت می گویم .

« مطالب جدیدتر ........ مطالب قدیمی‌تر »