ثانیه های ظهو ر

سالهاست در انتظارم

که بیایی ،

و تو چقدر به من نزدیکی !

و چقدر دور!

 در خیالم ، نفس هایت را ، می شمارم

و صدای قدم هایت را ، می شنوم.

 ساعت ها را تحریم کرده ام ،

 و نگاه نمی کنم

 تا عقربه ها ، فریبم ندهند.

اینک باید قلب ام ،

در ثانیه های طپیدن اش،

 به تمامی زمین و آدمهای خواب زده 

 بگوید :

 تو خواهی آمد.

/ 26 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

رضا

با سلام به تو دوست عزیز تواین وبلاک http://alivahd.persianblog.ir/ وhttp://mohabatemonji.persianblog.ir مطالبی گذاشتم لطفا بخون و با نظرات سازندت راهنماییم کن

رضا

با سلام و عرض خسته نباشید از محبت شما متشکرم از راهنمایی شما نیز کمال قدردانی را دارم انشاا... در اشاعه فرهنگ مهدویت موفق باشیم بامید صبح ظهور

شهروز

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] سلام بر تو و عشق تو مهدی عزیزم گلی و گل کاشتی. گل نرگسی و عطر او را می دهی. تو چقدر به من نزدیکی و چقدر دور خیلی تشبیه زیبایی بود.[گل]

محسن

[گل][گل][گل][قلب][گل][گل][گل]

محسن

[گل][گل][گل][قلب][گل][گل][گل]

محسن

[گل][گل][گل][قلب][گل][گل][گل]

...

سلام, شعرتون دلنشین و زیبا بود "السلام علیک یا من حفظت الامام فی یوم عاشورا فی قتلی..." سالروز ولادت با سعادت دخت علی بن ابی طالب(ع) حضرت زینب کبری(س) مبارک" تنها خدا به خاطر او بگذرد زما ما روسپید رحمت بسیار زینبیم

رضا (عشق من شبنم)

تا به کي بايد رفت از دياري به دياري ديگر نتوانم، نتوانم جستن هر زمان عشقي و ياري ديگر کاش ما آن دو پرستو بوديم که همه عمر سفر مي کرديم از بهاري به بهار ديگر آه، اکنون ديريست که فرو ريخته در من، گوئي، تيره آواري از ابر گران چو مي آميزم، با بوسهء تو روي لبهايم، مي پندارم مي سپارد جان عطري گذران آنچنان آلوده ست عشق غمناکم با بيم زوال که همه زندگيم مي لرزد چون ترا مي نگرم مثل اينست که از پنجره اي تکدرختم را، سرشار از برگ، در تب زرد خزان مي نگرم مثل اينست که تصويري را روي جريان هاي مغشوش آب روان مي نگرم شب و روز شب و روز شب و روز بگذار که فراموش کنم. تو چه هستي ، جز يک لحظه، يک لحظه که چشمان مرا مي گشايد در برهوت آگاهي ؟ بگذار که فراموش کنم. فروغ فرخزاد[گل]