میلاد پدر بر تو تهنیت، ای محبوبم

آسمان ، شد ٌپــــر ستاره از وجـــودت، ای حسن

سوسن  از دیدار تو ،عاشق  به رویت،ای حسن

آمـــدی امـــروز، ای خلوت نشین بــــی قــــــرار

ای که  نرگس در فـــراقت ، داغـــدار از انتظار

از تـــو و عشق مَه رومی ،گلــی روییده شــــــد

با وجودش، عطرها در شیشه ها،  سنجیده شــد

من بـــــرای مهدی ات می گویم از نو، شعرهــا

 گــــر چه تکراریست شـــعرم،باز گویم، بارهـا

چشم ها در انتظـــارت ،از فــروغ، افتاد ه انـــد

در زمان غیبت ات، بس عاشقان جان داده انـد

کی زمـــان پایان پذیرد از فــــراق ات، احمــدم

مــن که حّتی ،با لبــــاس شرمساری، آمـــــــدم

پـــرده بردار و بیـــا ،روشن  نما ،بیغولـــه را

التماست می کنــــــم با اشکهـــــا، مهدی بیـــــا

به مناسبت سال روز میلاد امام حسن عسگری (ع)

پدر گرامی مهدی صاحب زمان با وجود خستگی زیاد

 این شعر مثنوی نا قابل را  که سروده ام ،تقدیم

 حضور  مقدس اش می کنم.

به امید آنکه شفاعتی  کند برای ظهور عاجل فرزند

 محبوبش.و کم و کاستی شعرم را ببخشاید.

به امید آن روز

---------------

 

/ 16 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا (عشق من شبنم)

چه انتظار عجیبی!!! عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت نشستیم چه بی خیال نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفتیم - خدا کند که بیایی ...!!!

ترنم

سلام منم یه منتظرم....... خیلی از وبتون خوشم اومده ..........اگه مایلید لینکتون کنم.........ممنون........خبرم کنید[گل]

سجاد

سلام واقعا وبلاگ بسیار زیبا و پر محتوایی دارین ..... انتظار مهدی (عج) کم سعادتی نیست که نصیب شما شده...[گل][گل] خوشحال میشم سری هم به وب من بزنی .درضمن اگه مایل به تبادل لینک بودین منو با نام (آبیترین ستاره عشق) لینک کنید و برام کامنت بذار و نام مورد علاقه ی خودتونو داخلش بنویس تا منم شما رو لینک کنم .

رضا (عشق من شبنم)

شبها گذرد که دیده نتوانم بست مردم همه در خواب و من از فکر تو مست باشد که به دست خود خونم ریزی تا جان بدهم دامن مقصود به دست

محسن

سلام سلام شعر زیبائی بود...دست مریزاد.[دست]

محمد

بيا اي اميد دل دردمندان،دلم تاب امروز و فردا ندارد.[گل]

رضا (عشق من شبنم)

تا نهان سازم از تو بار دگر راز اين خاطر پريشان را مي كشم بر نگاه ناز آلود نرم و سنگين حجاب مژگان را دل گرفتار خواهش جانسوز از خدا راه چاره مي جويم پارساوار در برابر تو سخن از زهد و توبه مي گويم آه ... هرگز گمان مبر كه دلم با زبانم رفيق و همراهست هر چه گفتم دروغ بود، دروغ كي ترا گفتم آنچه دلخواهست تو برايم ترانه مي خواني سخنت جذبه اي نهان دارد گوئيا خوابم و ترانه تو از جهاني دگر نشان دارد شايد اينرا شنيده اي كه زنان در دل «آري» و «نه» به لب دارند ضعف خود را عيان نمي سازند رازدار و خموش و مكارند آه، من هم زنم، زني كه دلش در هواي تو مي زند پر و بال دوستت دارم اي خيال لطيف دوستت دارم اي اميد محال فروغ فرخزاد[گل]