دلتنگ

بیا که شبنم اشکم ،بها نه می گیرد

به روی گونۀ سرد، آ شیا نه می گیرد

بیا که آسمان شبم ،بی ستاره و خالیست

نشان کوی ترا دل، شبانه می گیرد

کمان ابروی آن نر گس خمار اینک

نگاه خستۀ ما را ،نشانه می گیرد

بیا که آمدنت نغمه و سروش خداست

و جای جای خانه، رنگ ترانه می گیرد

دلم زحسرت دیدار تو بسی تنگ است

هزا ر مر تبه از روز و شب بهانه می گیرد

بیا که نو ر مسیحایی تو زنده کند

هر آنکه در سر کوی تو خانه می گیرد 

 -------------------------------------------------

/ 7 نظر / 6 بازدید
رضا

سلام دیروز یکی از دوستان یه وبلاگی رو بهم معرفی کرد نمیخوام در موردش چیزی بگم ولی حتما برو و بهش یه سر بزن مطمئنم نظرت در مورد خیلی چیزا عوض میشه رفتی پیش منم بیا و نظرت رو بگو http://dastforoshemetro.blogfa.com/ یادداشت های دختر دستفروش مترو

رضا

اون یه دختر دانشجو هستش که توی مترو دست فروشی میکنه از یه خانواده فقیر از خاطرات زندگیش نوشته از کتکایی که از پدرش خورده از برخوردایی که مردم توی مترو باهاش کردن ولی اون خیلی محکمه محکمتر از من و امثال من اون پاک و معصومه یه فرشتست منظورم این نبود که که عقایدت عوض میشه منظورم نگاهت به دور و وریات بود به همهین دست فروشا اصلا من تا حالا به فکرم نمیرسید که یه دست فروش وبلاگ داشته باشه[متفکر]

رضا

فکر کنم اصلا وبلاگ رو با دقت نگاه نکردی[چشمک]

رضا

در اولین فرصت سر میزنم[گل] در کل قصد بی ادبی نداشتم موفق باشید

رضا

بابا بخشید انشالله سایه شما بزرگترا همیشه بالا سر ما کوچیکترا باشه بخدا من منظوری نداشتم یکم زبونم تنده ببخشید ببخشید ببخشید ببخشید .... [قلب][ماچ][گل]