اگر بیایی

اگر بیاییآسمان ستاره باران خواهد شد و ماه با لباس نقره فام به

استقبالت خواهد آمد. زمین ، فرشی از مخمل سبز خواهد گستراند و

پرندگان خوش الحان نغمه خوان بزم ورودت خواهند شد.

 اگر بیایی شب چگونه باور کند که ماهی  دیگر در آسمانش خواهد

درخشید و خورشید نور و گرمی نگاهت را ، آیا تحمل خواهد کرد؟

اگر بیایی دستی خالی نخواهد ماند و چشمی نیست که بگرید.تو

گوهری هستی که با آمدنت در گنج ها را خواهی گشود.

 لغت ظلم را از کتاب ها پاک خواهی کرد و کلمۀ عشق را به جایش

خواهی نوشت. دریاها آرام خواهند شد و بر ساحل تکیه خواهند زد!

عطر نرگس همه جا را فرا خواهد گرفت.

ردای آمدنت را بر کدامین سال آویخته ای که انتظار مرا از خود نا امید

کرده!

بوسه بر قدم هایت ،آرزوی من است و دیدن روی ات خیال انگیز ترین

رویای من.

می ترسم دیدارت با تمامی سالهای  عمرم که اندکی بیش از آن نمانده

محال گردد.

-----------

 

/ 2 نظر / 18 بازدید
محمد

کسی می آید کسی که در دلش با ماست در نفسش با ماست در صدایش با ماست کسی که آمدنش را نمی شود گرفت و دستبند زدو به زندان انداخت کسی که از باران از صدای شر شر باران از میان پچ و پچ گل های اطلسی می آید و سفره را می اندازد و همه چیز را تقسیم می کند و سهم ما را هم می دهد.