مسافر انتظارها

 

                      

         

 

خورشید

می تابد از نگاهت

و  شب

ستاره می چیند از دامنت ...

سایه ات انگار افتاده است

روی بام خانه ها

و مهتاب

رنگ پاشیده بر آن  !

یک قطار

سالهاست که انتظارش را

با  ُسوزن بان زمین

قسمت کرده !

عبایی سبز بر بلندای قامتت

با وزش نسیم

تاب می خورد

آرام و پر شکوه

و گاهی متلاطم ...

تو ایستاده ای

در بلند ترین قلۀ باشکوه زمین

نزدیک به آسمان

و همسایه با اختران شب...

دستهایت برکت را

در خود ُمشت کرده اند

برای روز آمدنت

و عدالت

در انتظار  معنا یافتن

در کتاب خاک خوردۀ قانون...

پـــــ  ـــــــی نــــ  ــوشت: 

 وجودت سرشار از عطر گلهایی  خواهد بود که قرار است تنها با آمدن تو

بشکفند.

 

شب ولادت تودر آسمان غوغایی بود . اهل زمین بی خبر بودند

 از ماهی که  دور از چشم دشمنان باید در خانۀ امام حسن عسگری طلوع می کرد.

تو آمدی پیچیده در حریر سبز امامت با چشمانی که فرشتگان بر آن غبطه می خوردند

و بر بازویت قرآن نوشته ای بود که  حکایت از  عدالت تو و بر هم زننده ناحق بود.

عیـد بزرگ نیمۀ شعبان و ولادت گل  نـرگس عالم مبارک.  

 

/ 36 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مبین

بسم رب الشهدا و الصدیقین سلام علیکم پایگاه اینترنتی گروه افسران جبهه جنگ نرم استان یزد- مبین مدتی است که کار خود را آغاز نموده است از شما دوست و همسنگر عزیز دعوت به عمل می آید تا با حضور خود ما را از نظرات سازنده خود بهره مند نمود تا در رسالتی که برای خود احساس نموده ایم گام های محکمتر و سازنده تری برداریم یا علی مدد سایه مقام عظمی ولایت مستدام باد جهت تعجیل در فرج مهدی فاطمه صلوات

حدیث اقا

خدایا یه آن سایه اقا امام زمان را ازسرما برندار/

مهرشاد

آرومــم وقتــی کــه پیــش تــو وزیــباییتـت میــشینم باور کــن دنیارو من باچشمای تو میبیــنم جـــوری بـه تو دل میبندم کــه نتــونم برگــردم تــورو با قلبــم پیــدا کــردم...

سبحان

جسارت میخواهد نزدیک شدن به افکار دختری که روزها مردانه با زندگی میجنگد و شبها بالشش از هق هق های دخترانه خیس است

مهرشاد

صدایت نمیکنم که برگردی... مهم باشم... خودت برمیگردی....

مهرشاد

واسه به تو رسیدن از همه چی گذشتم قلبمو دادم بهت به هیچکی دل نبستم این روزا هرکی منو میبینه میگه دیوونه ام آخه من عاشق شدم میخوام باهات بمونم.. ..

مهرشاد

جلوی آینه همش دقیقه هارو میشمارم داره از راه میرسه لحظه ی عاشق شدنم اون لباس آبی رو که دوس داری تن میکنم عطری که خوشت میادو میزنم به پیرهنم آره عاشقت منم......

مهرشاد

یه جوری زخم خوردم که نه میمونم نه میمیرم تموم آرزوم این بود یه رویایی که شد دردم یه بارم نوبت ما شد ببین چی آرزو کردم یه عمره با خودم میگم خدارو شکر خوشبخته خدارو شکر خوشبختی چقدر این گفتنش سخته!!!!

ميثم

متن و شعري زيبا بود و جالب[دست]