زمین دارد می سوزد...

                                               

        در ثانیه های تلخ انتظار

        همیشه، بهانه هایم بخاطر توست...

   *یا مهدی*

 زمین از شراره های ظلم  و بی عدالتی دارد می سوزد.

ابرهای سیاه وخاکستری آسمان را پوشانده اما دریغ از قطره ای

 باران محّبت .!!

بیا ای صبورترین منتظر برای اجازت خدا و ظهور....

 کجا  بروم اگر تو نباشی  و به جای من  دستان مهربانت را کدامین

 لب مشتاق خواهد بوسید؟

صبوریم را حّدی است و جان را فرصتی، که اگر تمام شود چه کنم؟

مشتاق دیدنت را خاک  آرام نخواهد کرد که بدون چشم چگونه نگاهت کنم؟

رهگذری خسته ام و توان از دست داده. بغضی در گلویم مانده که

سالیانی است در خفقان بی عدالتی ها دارد مرا تباه می کند.

افسرده حالان را نظاره کن و قدمهایت را بر چشمانمان گذار .

جادۀ نگاهمان به درازای قرنها انتظار با گلواژه های نامت مزّین شده .

بیا ای سفیر عدالت که ظهورت را به التماس از خدا می طلبم.

ثانیه های زمان تنگ است و عمر نزدیک به پایان...

نمی دانم دیدارت را به قیامت خواهم سپرد یا به هنگامۀ واپسین نفس

هایم  در شمارش پایان حیات. آیا تو را، حتیّ برای یک لحظه خواهم

دید؟!!

نمی دانم...

/ 5 نظر / 20 بازدید
ر...

الهم عجل لولیک الفرج[گل][گل][گل][گل][گل][گل]

علی

[قلب]--[گل]----[لبخند]

علی

[قلب]--[گل]----[لبخند]

علی

[قلب]--[گل]----[لبخند]

عاشق مهدی

سلام. یا ابا صالح المهدی ادرکنی[گل].[گل].[گل].،،،[رویا]