می خواهم بدانم .....

می خواهم بدانم  خط عبور نگاهت به کدامین سمت زمین است تا در آنجا بنشینم به

انتظار . در کدام جهت جغرافیایی خیمه زده ای تا دستهایم به التماس آمدنت

به آن طرف متمایل شود؟

  کشتی نجات در کدامین دریا لنگر انداخته  تا خود را به آب زنم و به سویت بیایم؟

کدام دشت گلهایش را به تو تقدیم کرده و کدام زمین بوسه گاه قدمهای توست؟

خوشا نسیمی که بر گونه هایت می وزد و خوشا دستی که ردای سبز امامت را

بر دوشت می اندازد.

بگو ای نرگس تمامی عالم ، کی نظری به لطف ، سوی ما خواهی کرد؟

با دلتنگی هایم چه کنم؟ حرفم همه اش سوال است بدون جواب!خوابم رویایی شده

کودکانه با اسب سفیدی بدون سوار .

دیگرهمه نگاهها به سمت توست برای نجات و دستها به سوی آ سمان برای دعای 

فرج.....

به حق جدّت حسین (ع) بیا که منتظرانت تب دار فراق هستند.

 

شاید یک روز

 عمق فاجعۀ کربلا

 تورا با طناب ایمان

از چاه نا باوریت بیرون کشد .

آن وقت خواهی دانست

می شودغیراز اشک

 تبسّم کرد به حسین ...

انسانی که

مفهوم عشق ورسیدن به معبود را

در شهادت یافته بود .....

ایام سوک امام حسین (ع) و یاران با وفایش تسلیت.

 

 

 شمعی بر افروزیم در شام غریبانۀ طفلان حسین ..............

به یاد حضرت رقیه ، نیلوفر کبود خرابه های شام  و طفل سه سالۀ سید الشهدا

ای حسین امشب به احترام نامت ، تمام موجودات عالم  سکوت  خواهند کرد.....

 

/ 44 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محب ولایت

خواهر خوبم سلام حضور شما همواره موجب دلگرمی است. چرا که حضور بنده ی خوب خدا موجب برکت و نعمت است همواره موفق و پیروز باشید[گل]

عاشق کوهستان

سلام علیکم خسته نباشید احوالتون ؟ غروب شد و دلتنگ آقام شدم و اومدم سراغ محبانش و آقای بهجت بیادم اومد........... روحش شاد از آن مرد بزرگ سوال شد . این ابتلا ئات و گرفتاریها تا چه اندازه است ؟ فرمودند: ائمه ی ما (ع) هزار سال پیش خبر داده اند که گرفتاری و ابتلا ئات برای اهل ایمان به حدی خواهد بود که عده ی کثیری از آنان از ایمان خارج میگردند. وای ....... حال آیا نباید ما از دینمان مواظبت و محافظت کنیم ؟...

محب ولایت

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

بهرام

سلام دوست خوبم از حضورت ممنون و از اينكه از مطالب من خوشت امده خوشحالم بلي قبلا خدمت رسيده بودم موفق باشيد بهرام [گل][گل][گل]

معلمی از جنس پائیز

اینجا برای از تو نوشتن هوا كم است دنیا برای از تو نوشتن مرا كم است اكسیر من نهاینكه مرا شعر تازه نیست من از تو می نویسم و این كیمیا كم است دریا و من چه قدر شبیهیم گرچه باز من سخت بیقرارم و او بیقرار نیست با او چه خوب می شود از حال خویش گفت دریا كه از اهالی این روزگارنیست امشب ولی هوای جنون موج میزند دریا سرش به هیچ سری سازگار نیست ای كاش از تو هیچ نمی گفتمش ببین دریا هم اینچنین كه منم بردبار نیست محمد علی بهمنی[لبخند]

معلمی از جنس پائیز

خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید و چه بی ذوق جهانی كه مرا با تو ندید رشته ای جنس همان رشته كه بر گردن توست چه سروقت مرا هم به سر وعده كشید به كف و ماسه كه نایابترین مرجان ها تپش تبزده نبض مرا می فهمید آسمان روشنی اش را همه بر چشم تو داد مثل خورشید كه خود را به دل من بخشید ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم هیچكس مثل تو ومن به تفاهم نرسید خواستی شعر بخوانم دهنم شیرین شد ماه طعم غزلم را ز نگاه تو چشید منكه حتی پی پژواك خودم می گردم آخرین زمزمه ام را همه شهر شنید محمد علی بهمنی[لبخند]

سجاد

سلام .. از مطالب زبياي شما بهرمند شدم بسيار زيبا بودافرين به شما [گل][گل][گل]

سید

سلام دلم هوای ترا کرده ، باز، این جمعه نشسته چشم به راه ِتو،اینچنین جمعه کجایی ای همـه سرمستـی دلم ازتو شراب ِشعــربنوشــانیم دراین جمعه به سال ِقحطی عشق وزلال ِعاطفه ها بیا ببـار ایا عشــق بر زمین ، جمعه [گل][گل][گل]

**علي**

سلام گاهي گمان نميكني و ميشود گاهي نميشود كه نميشود گاهي هزار دوره دعا بي اجابتست گاهي نگفته قرعه به نام تو ميشود گاهي گداي گدايي و بخت نيست گاهي تمام شهر گداي تو الهم عجل لولیک الفرج بروزم[گل]