به امید ظهور...

 

سلام بر تو و بر نگاه منتظرت ! سلام بر قامت بلند قیام  و ظهور.

روزهاست که گلهای نرگس باغچه، عطر تو را گرفته. در این زمستان برفی و یخ زده

 قلب من در ثانیه های طپیدن صدایت می زند. زمین بی تو  سرد است ..سرد

گرمای وجودت را می طلبد تا شکوفه دهد.

در روی میز دفتریست ناگشوده که دستانم را می طلبد برای نوشتن از تو .

چه بسیار کاغذها که سیاه شد. نوشتم از تو و التماست کردم برای آمدن ...

چه اشکها که بر گونه جاری شد و چه شعرها که سرودم . امّا تو نیامدی

 و آمدنت به تاخیر افتاد .

 شبها به دنبال ستاره ای می گردم که تنها باشد اما نورانی تر از تمامی ستارگان .

ماه باشد و مهتابی تر از همیشۀ ایّام .

دلم تنگ است مولا برای محّبت گم شده در سالهای گذشته و عدالت به تاراج رفتۀ

 دنیای بی رحم . نا امیدم اما انتظارت مرا امیّد می دهد. شاید روزی در آسمان

 ندا دهند  که خواهی آمد...آن لحظه ...وای که چه خواهد شد! زمین بهار گونه

می شود اگر بیایی.

پرندگان سرود خوان دشتها خواهند شد و دریاها موّاج از شور و شادی ،

 عطر تو مستم خواهد کرد و چون درویشان عاشق به سماع در خواهم آمد

و چرخ زنان ترانۀ عشق خواهم خواند ...

تو مرهم آلام خواهی شد.دستهایت پر از الماسهای زمین و نگاهت پر از

 ستارگان آسمان خواهد بود.

صدایت موسیقی حیات و قدمهایت مژدۀ رویش دوبارۀ زمین می شود.

اینک بار دیگر به عشق آمدنت آن دفتر نا گشوده را باز کرده ام.

اوراق آن بی تاب نوشتن است و مشتاق توست که متبّرک شود به نامت...

بیا ای مفهوم مطلق انتظار که امشب چشم به آسمان دارم .

پی نوشت:

من منتظر ظهور تـــــا کی بـــاشم؟

در جمعۀ بی حضور تـــا کی باشم؟

جانم به لب آمـــد و خبر از تو نشد

ای پرده نشین، صبور تا کی باشم؟

------

ای مــــــاه بتاب ، شب رسیده

نـــــرگس  به خــیالِ تب رسیده

کی می رسد آن زمان بیائی؟

 جانم به خــــدا به  لب رسیده

/ 22 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سبحان

سلام[لبخند] خدا آن حس زیباست که در تاریکی صحرا زمانی که هراس مرگ میدزدد سکوتت را :یکی پیوسته می گوید کنارت هستم ای زیبا! موفق باشی

لموشنگاه

هزار بار نوشتم و پاره کردم باز نیامدی و دلم را ستاره کردم باز چقدر شعر شدم شعرهای آبی رنگ ردیف و قافیه و استعاره کردم باز چقدر سوره شدم، آیه آیه دلتنگی چقدر محض شما استخاره کردم باز گره به قلب من افتاده، صد هزار گره به اسم اعظمتان راه چاره کردم باز دلم گرفت از این شهرهای بی موعود تمام پنجره ها را دوباره کردم باز دخیل بسته دلم،روضه ای بخوان آقا هوای کودک بی گاهواره کردم باز

فرشید

آقا اجازه! خسته ام از این همه فریب، از های و هوی مردم این شهر نا نجیب آقا اجازه! پنجره ها سنگ گشته اند، دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب آقا اجازه! باز به من طعنه می زنند عاشق ندیده های پر از نفرت رقیب «شیرین»ی وجود مرا «تلخ» می کنند «فرهاد»های کینه پرست پر از فریب! آقا اجازه! «گندم» و «حوا» بهانه بود، «آدم» نمی شویم! بیا: ماجرای «سیب»! باشد! سکوت می کنم اما خودت ببین..! آقا اجازه! منتظرند اینهمه غریب.... باشد! صبور می شوم اما تو لااقل دستی برای من بده از دورها تکان

باتو

چقدر منتظرم من، خدا کند تو بيايي نشسته پشت درم من، خدا کند تو بيايي از آن درخت شکسته، از آن پرنده خسته هنوز خسته ترم من، خدا کند تو بيايي

آشنا

شروع امامت امام عصر (عج) مبارك[هورا] طلوع مي کند آن آفتاب پنهاني ز سمت مشرق جغرافياي عرفاني دوباره پلک دلم مي پرد نشانه چيست؟ شنيده ام که مي آيد کسي به مهماني

م.ص.الف

از ساقي و خم بي خبرم نگذاريد از حب علي بي ثمرم نگذاريد تا عمر بود لعن عمر مي گويم من حيدريم سر به سرم نگذاريد ... عيد الزهرا عيد غدير و فطر دوم مبارك

سبحان

سلام ممنونم از حضورتون[گل] سه چیزه که آدم هیچ وقت از دیدنش سیر نمی شه . ?. جاده ?. دریا ?. آسمون الهی جاده ی زندگیت هموار آسمون چشمات صاف و دریای دلت همیشه آروم و زلال باشه ، تا هیچ وقت از دنیا خسته نشی ... [لبخند]

جوادزارعی

سلام متشکرم ازاینکه امروزصبح مارایادآقاانداختی آن سفرکرده که صدقافله دل همره اوست هرکجاهست خدایا به سلامت دارش کوه یادت نره عاشق کوهستان