منتظر

برای دیدن رو یـت ، نشسته ام که بیایی

برای عطر حضورت ،نشسته ام که بیایی

تمـــام روز ، به دنبال سایه هــا بـــو دم

وشب به خیالــت، نشسته ام کــه بیـــایی

/ 20 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا (عشق من شبنم)

كارون چون گيسوان پريشان دختري بر شانه هاي لخت زمين تاب مي خورد خورشيد رفته است و نفس هاي داغ شب بر سينه هاي پر تپش آب مي خورد دور از نگاه خيره من ساحل جنوب افتاده مست عشق در آغوش نور ماه شب با هزار چشم درخشان و پر ز خون سر مي كشد به بستر عشاق بي گناه نيزار خفته خامش و يك مرغ ناشناس هر دم ز عمق تيره آن ضجه مي كشد مهتاب مي دود كه ببيند در اين ميان مرغك ميان پنجه وحشت چه مي كشد بر آب هاي ساحل شط، سايه هاي نخل مي لرزد از نسيم هوسباز نيمه شب آواي گنگ همهمه قورباغه ها پيچيده در سكوت پر از راز نيمه شب در جذبه اي كه حاصل زيبائي شب است رؤياي دور دست تو نزديك مي شود بوي تو موج مي زند آنجا، بروي آب چشم تو مي درخشد و تاريك مي شود بيچاره دل كه با همه اميد و اشتياق بشكست و شد بدست تو زندان عشق من در شط خويش رفتي و رفتي از اين ديار اي شاخه شكسته ز توفان عشق من فروغ فرخزاد [گل]

نرگس درویشی

سلام.خوبین؟ من نرگس هستم از نوع واقعی یعنی جدا اسمم نرگس هست.بلاگ هامون حال و هواش مثل همه[گل][گل][لبخند]

محمد

سلام ممنونم که تشریف آوردید و از نظرات ساز ندتون بسیار سپاسگزارم. مگر میشه شعری را برای آقا گفت و زیبا نباشه. هر شعری که بوی انتظار آقا را بده زیباست. موفق باشید[گل]

سمانه

سلام نمیدونم چرا عکسها برای شما باز نمیشه البته وبلاگم سنگینه ولی امیدوارم از این به بعد مشکلی برای دیدن عکس ها نداشته باشین و ممنون که به فرشته های من سر میزنین با زیباترین دختر دنیا آپم

مهدیه

افسوس مهدی جان... آمدنت را بهانه بسیار داریم ولی بها اندک... ممنون از این وب قشنگت.عالیه... تو بهونه هر عاشق واسه زنده بودنی ... موفق و شاد باشی[گل][گل][گل]

رضا (عشق من شبنم)

در مني و اينهمه زمن جدا با مني و ديده ات بسوي غير بهر من نمانده راه گفتگو تو نشسته گرم گفتگوي غير غرق غم دلم بسينه مي طپد با تو بي قرار و بي تو بي قرار واي از آن دمي كه بي خبر زمن بركشي تو رخت خويش ازين ديار سايه توام بهر كجا روي سر نهاده ام به زير پاي تو چون تو در جهان نجسته ام هنوز تا كه بر گزينمش بجاي تو شادي و غم مني بحيرتم خواهم از تو ... در تو آورم پناه موج وحشيم كه بي خبر ز خويش گشته ام اسير جذبه هاي ماه گفتي از تو بگسلم ... دريغ و درد رشته وفا مگر گسستني است؟ بگسلم ز خويش و از تو نگسلم عهد عاشقان مگر شكستني است؟ ديدمت شبي بخواب و سرخوشم وه ... مگر بخواب ها به بينمت غنچه نيستي كه مست اشتياق خيزم وز شاخه ها بچينمت شعله مي كشد به ظلمت شبم آتش كبود ديدگان تو ره مبند ... بلكه ره برم بشوق. در سراچه غم نهان تو فروغ فرخزاد[گل]

نرگس درویشی

سلام.ممنون که سر زدین.قربان شما نظر لطفتونه.شما خودتون گلی[گل] قابل دونستین به من هم سر بزنید.اجازه هست لنکتونو بزارم در ژیوندها تا هرکس بیاد به شمام سر بزنه؟؟

رضا (عشق من شبنم)

كاش بر ساحل رودي خاموش عطر مرموز گياهي بودم چو بر آنجا گذرت مي افتاد بسراپاي تو لب مي سودم كاش چون ناي شبان مي خواندم بنواي دل ديوانه تو خفته بر هودج مواج نسيم مي گذشتم ز در خانه تو كاش چون ياد دل انگيز زني مي خزيدم به دلت پر تشويش ناگهان چشم ترا مي ديدم خيره بر جلوه زيبائي خويش كاش در بستر تنهائي تو پيكرم شمع گنه مي افروخت ريشه زهد تو و حسرت من زين گنه كاري شيرين مي سوخت كاش از شاخه سرسبز حيات گل اندوه مرا مي چيدي کاش در شعر من اي مايه عمر شعله راز مرا مي ديدي فروغ[گل]