سروده ای برای تو...

خاطراتم همه، تکرار نگاه است نگاه

تا افق چشم ترم، چشم براه است براه

خسته از تیرگی این شب قیر اندود است

انتظارم همه دیدار پگاه  است، پگـــاه

یخ افسردۀ  جانم ، ز تب و تاب فـــراق

می شود اشک و به رخسار چکد،گاه بگاه

کی شود سردی ایّام زمان ا ش کوتاه

تا برم از غم و اندوه به خو رشید پنا ه

جمعه ای باز به تصویر خیال ات زده دست

می کشم صورت نو رانی تو ،بر ر خ  ماه

مخمل سبز نگاه تو ز ند طعنه به د شت

ای همه سبزی، باقی همه بیرنگ وسیاه

تو به مفهوم حیاتی گل نرگس، مهدی

بی تو سر تا سر عمرم به خدا،گشته تباه

آرزو یم همه این است، ببینم فرج ا ت

ای همه پاکی و خوبی،بر عکس گناه

پی نوشت:

شعر گونۀ بالا را سال ها پیش برای تو سرودم. اینک از دفتر کاغذی ام

بر صفحۀ جهانی تکنولوژی قرن می نگارم، زیرا تو خود جهانی هستی،

و با آمدن ات همه چیز تحت فرمان ات قرار خواهد گرفت. 

به امید آن روز، نشسته ام که بیایی. 

/ 8 نظر / 21 بازدید
رضا

زندگی چون قفسی است قفسی تنگ پر از تنهایی و چه خوب است لحظه غفلت آن زندانبان و بعد از آن هم فرار...

رضا

با وفا سر نمیزنی دیگه[گل]

رضا

ممنون که اومدی چند وقتی مریض بودم خونه افتاده بودم الانم بهتر شدم ولی بازم مریضم این وبلاگت رو لینک کردم دوست داشتی لینک منو با عنوان عشق من شبنم بزار توی وبت[گل]

رضا

گر همچو من افتاده‌ی این دام شوی ای بس که خراب باده و جام شوی ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم با ما منشین اگر نه بدنام شوی

رضا

بروزم و منتظر حظور سبزت[گل]

رضا

ممنون که سر زدی با وفا[گل]

رضا

زندگی همچون بادکنکیست در دستان کودکی،که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتنش را از بین می برد.